دیالوگ: عصر یخبندان

متن مرتبط با «دیالوگ» در سایت دیالوگ: عصر یخبندان نوشته شده است

دیالوگ فیلم آواز گنجشکها

  • نیلوبلاگ

    کریم (رضا ناجی): اصلاً تو میدونی صدهزارتا ماهی چندتا میشه؟ پسر بچه: خب میشه صدهزارتا. آواز گنجشک ها ۱۳۸۶ - مجید مجیدی...

    ادامه مطلب
  • دیالوگ فیلم پری

  • نیلوبلاگ

    چه سعادتی است وقتی که برفمی بارد، دانستن اینکه تن پرنده ها گرم است ... پری ۱۳۷۳-داریوش مهرجویی...

    ادامه مطلب
  • دیالوگ فیلم آژانس شیشه ای

  • نیلوبلاگ

    حاج کاظم (پرویز پرستویی): تو می دونی گردان بره خط،گروهان برگرده یعنی چی!؟ تو می دونی گروهان بره خط، دسته برگرده یعنی چی؟ تو می دونی دسته بره خط، نفر برگرده یعنی چی!! آژانس شیشه ای ۱۳۷۶-حاتمیکیابرچسبها: دیالوگ آژانس شیشه ای, پرویز پرستویی, دیالوگ های ماندگار...

    ادامه مطلب
  • دیالوگ: سوپراستار

  • نیلوبلاگ

    رها (فتانه حاج محمدی) به کوروش (شهاب حسینی): تو خواستی، منم اومدم ... داستان ساده است ... اگر آدم یه چیزی را از تهِ تهِ دلش و از صمیم قلبش بخواداون اتفاق واقعا براش پیش میاد! سوپراستار۱۳۸۷- تهمینه میلانی برچسبها: دیالوگ, سوپراستار, شهاب حسینی, تهمینه میلانی + نوشته شده در جمعه بیست و چهارم شهریور ۱۳۹۶ساعت1:38 توسطسارا فاطمی | ...

    ادامه مطلب
  • دیالوگ: واکنش پنجم

  • نیلوبلاگ

    مجید (شهاب حسینی): خيلي وقته يه چيزي مي خوام بپرسم حاج آقا... اگرمنم يه روزي بميرم با زن و بچه ي منم اين طوري مي کني؟ گيريم زن داداش قبول کرد و زن ما شد، اگر منم تو يکي از اين جاده ها رفتم پيشه داشم سعيد، اونوقت با سه تا بچه مي خواي چيکارش کني؟؟ واکنش پنجم۱۳۸۱- تهمینه میلانیبرچسبها: دیالوگ, واکنش پنجم, شهاب حسینی, تهمینه میلانی + نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم شهریور ۱۳۹۶ساعت0:12 توسط...

    ادامه مطلب
  • دیالوگ: هیس! دخترها فریاد نمی زنند

  • نیلوبلاگ

    شیرین (طناز طباطبایی):همیشه فکر می کردم، گذشته یک نقاشیه که هیچ مداد پاکنی همراش نیست، ولی من اشتباه می کردم، من داشتم کم کم سعی می کردم همه چی رو ببخشم،همه چی رو فراموش کنم، حتی بدی ها رو فراموش کنم،اما نشد، نتونستم نبینم، نتونستم نشنوم،نتونستم… اون مرد، دخترک رو دنبال خودش می کشید، دخترک جیغ می کشید، فریاد می زد، التماس می کرد،ولی هیچ کسی صداشو نمی شنید…مرد می گفت: هیس! صدای دختر تو گوشم فری...

    ادامه مطلب
  • دیالوگ: عصر یخبندان

  • نیلوبلاگ

    میدونی تو عصر یخبندان کیا زنده موندن؟ فقط خارپشتا! اونا دو راه داشتن؛ یا دورهم جمع شن و از همدیگه گرما بگیرن، یا از هم دور شن تا خارشون تو بدن هم نره. اونا راه اول رو انتخاب کردن، اونوقت من.... عصر یخبندان۱۳۹۳- مصطفی کیایی برچسبها: دیالوگ عصر یخبندان, مهتاب کرامتی, فرهاد اصلانی + نوشته شده در پنجشنبه سی ام شهریور ۱۳۹۶ساعت23:49 توسطسارا فاطمی | ...

    ادامه مطلب